محمدفرزاممحمدفرزام، تا این لحظه: 15 سال و 3 ماه سن داره

پسرم هدیه خدا

گردش دسته جمعی

1391/10/12 19:38
نویسنده : مامانی
360 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به گل پسرم که وقتی بزرگ شد میخواد این دفتر خاطرات مجازی رو بخونه

و ورق بزنه و یه سلام به همه دوستای دنیای مجازیمون .لبخند

روز پنج شنبه 23 آذر تصمیم بر آن شد که فردا که هم روز جمعه هستو هم هوا خوبه

بزنیم به دشت و کوه.تعجب البته شهر ما از این چیزا نداره فقط یه جاده ساحلی دارهخنده

خلاصه روز جمعه وسایل و خوراکی هارو آماده کردیمو همگی رفتیم جاده ساحلی.

 

الهی قربونت بشششششششمقلب

برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب میریم چشمک

تا اونجا گفتیم که وسایل رو جمع کردیمو رفتیم جاده ساحلی......

و اما همراهان آقا جون و مادر جون،که زحمت آماده کردن کبابا با مادرجون بود.

خاله معصوم و عمو حسین،خانواده عمو عبدالله و خانواده عمو سهراب عموی بابایی.

و اما روز جمعه به روایت تصویر......

 

محمدفرزام قدم زنان در حال میوه خوردن

دیگه وقت ناهاره .... اینم از کبابای خوشمزه

محمد فرزام در حال ناهار خوردن

قربونت برم که قاشق رو تو دستت میگیریسوال ولی با دست غذا میذاری تو دهنتتعجب

(اینم یه مدلشه دیگه)چشمک

قربون خنده هات برم

محمد کوچولو...

محمد فرزام و بابایی

عاشقتم تا همیشهقلبماچ

هوا کم کم داشت سرد میشد و این وروجکا (محمد فرزام و محمد )اینقدر شیطنت کردن

که بساطمونو جمع کردیم و اومدیم خونه و بقیه خوراکی هارو تو خونه دور هم خوردیم.

قبل از اینکه به خونه برسیمخمیازه هردو تو ماشین خوابشون برد.خواب

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

رفیق بابا
13 دی 91 12:53
بابا خوشتیپیا


مامان اتنا
14 دی 91 15:42
ایشالله همیشه به گردش .ماشالله به این پسر گل.منم از اون ماهی ها میخوام عکسشو تو وب خاله پسری دیدم.


ممنون.
خاله معصوم
29 بهمن 91 11:44
این وروجکا نذاشتن بفهمیم گردش یعنی چی؟همش بدو بدو دنبالشون ماشااله به این انرژیشون...یه تیم فوتبالم بیاد نمیتونه ازشون مراقبت کنه... الهی قربون هر دوتاییتون بشم که یه عالمه دوستتون دارم ...